ترس از موفقیت
هر زمان که در مورد رویاها با مردم صحبت می کنید ، هدف آنها در زندگی معمولاً موفقیت است، خواه این بدان معناست که به شغلی بهتر دست می یابید ، درآمد بیشتری کسب می کنید ، خانه ای بزرگتر خریداری می کنید ، اتومبیل زیباتر خریداری می کنید و به همه چیزهایی که با موفقیت به دست می آیند ، پی می برید.
در حالی که مردم می گویند که آنها می خواهند موفق شوند ، اما وقتی صحبت از پیشنهاد شغلی می شود ، احساس ترس و فلجی بر آنها غلبه می کند که معمولاً با از دست دادن فرصت به طور کامل توسط فرد به پایان می رسد.
فرد با تأکید می گوید که آنها واقعاً می خواهند شغل جدید را به دست بگیرند و از این فرصت شگفت انگیز استفاده کنند ، اما فکر اینکه واقعاً موقعیت فعلی خود را ترک کنند و از نو شروع کنند بسیار وحشتناک است به طوری که در نهایت آنها کاری را انجام می دهند که در نهایت آن را برای خود خراب می کنند.

ترس در زندگی
این یادآوری من از زمان شروع اسکی برای اولین بار است. من از انتخاب این ورزش هیجان زده شدم. شروع به پایین آمدن با دویدن های تندتر کردم و چون سرعت را بالا می بردم ، عمداً سقوط می کردم. آنچه فهمیدم این بود که سرعت واقعی نیست که باعث سقوط من می شود ، بلکه ترس از مسابقه در تپه ها است.
وقتی از تردید در دستیابی به یک فرصت صحبت می کنم ، به مشکلات مشکوک در این نقش مانند دستمزد کمتر از حد انتظار ، رئیسی که با او کمی ناخوشایند هستید و کمبود رفاقت در بین کارمندان اشاره نمی کنم. من به فرصت هایی اشاره می کنم که همه چیز مرتب در جای خود قرار می گیرد و این مرحله طبیعی و عالی است. پول بهتر است. مردم دوستانه هستند. مدیر یک مربی عالی خواهد بود. رفت و آمد راحت است. عنوان فقط همان چیزی است که شما بدنبال آن بودید. در واقع هیچ چیزی برای سوراخ کردن وجود ندارد. همه چیز مطابق خواسته های شخص است.
از موانع ذهنی خود عبور کنید
پس از چند ماه مصاحبه با بیش از ده نفر ، هنگامی که فرد بالاخره پیشنهاد را دریافت کرد ، به نظر نمی رسد که ماشه را بکشد. این یک چالش برای فرد و همه اطراف است زیرا کاملاً آشکار است که این همان چیزی است که فرد می خواهد و آرزو می کند. با این حال ، شخص فقط اجازه نمی دهد که از موانع درک شده در ذهن خود عبور کند.
من پیشنهاد می کنم اگر در این موقعیت قرار گرفتید - با فرصتی که زندگی شما را به طرز چشمگیری بهبود می بخشد و کاری است که می خواستید انجام دهید ، اما خود را فلج می بینید ، تأمل کنید. از خود بپرسید آیا این شغل مورد نظر شماست؟ آیا این افراد همکارانی هستند که دوست دارید با آنها کار کنید؟ آیا این فرصت شغلی شما را به سطح بعدی می رساند؟
اگر پاسخ مثبت است ، باید نگاهی دوباره بیندازید تا بدانید چه چیزی مانع شما می شود.
چرا در برابر برداشتن آن جهش به جلو مقاوم هستید؟ شما باید نسبت به خود انتقاد کنید.
مردم در فریب خود عالی هستند. آنها بهانه می آورند که چرا کاری انجام نمی دهند ، اما بهانه هایی که می آورند هرگز دلیل این امر نیستند.

تصمیمات بزرگ اضطراب آورند
هر وقت کسی تصمیم بزرگی بگیرد ، بسیار استرس زا است. شما عصبی ، ترسیده و مرعوب خواهید شد. بهانه آوردن و پذیرفتن فرصت جدید آسانتر از مقابله با ترس و اضطراب نیست. اما می دانید که خود را فریب می دهید. آیا دلیل موجهی وجود دارد که شما نباید این کار را انجام دهید؟ بد نیست تشخیص دهید که می ترسید. ما در فرهنگی زندگی می کنیم که گفتن شما می ترسید غیرقابل قبول است. اگر احساس اضطراب می کنید ، احساس نمی کنید فضای امنی برای صحبت در مورد آن دارید. شما باید این تردید را بپذیرید و درک کنید که این طبیعی است - خواه دنبال یک نقش میلیون دلاری باشید یا یک موقعیت سطح پایین.
با این روشها برترس خود غلبه کن
در حالی که همه افراد متفاوت هستند ، روش هایی وجود دارد که می توانید این استرس و اضطراب را کنترل کنید: نفس های عمیق کشیدن ، پیاده روی طولانی و صحبت کردن با عزیزان. وقتی فهمیدید که این شغل را می خواهید و این فقط ترس شماست که مانع شما می شود ، به خود اعتماد کافی داشته باشید تا بتوانید مقاومت کنید. هنگام شروع ، لطفا توجه داشته باشید که ترسناک خواهد بود. اما قصد دارید از خود - در طولانی مدت - بخاطر داشتن شهامت برای موفقیت تشکر کنید.
بهترین توصیه جی کی رولینگ برای هرکسی که تصمیم به موفقیت بگیرد
جی کی رولینگ ، نویسنده پرفروش مجموعه ”هری پاتر” ، بیش از 450 میلیون کتاب فروخته است و ارزش آن بیش از 1 میلیارد دلار است . اما او همیشه یک انسان موفقیت نبود. نویسنده پیش از انتشار ”هری پاتر و سنگ فلسفه” مادری مجرد و مبارز بود و از مزایای دولت استفاده می کرد.
در یکی از روزها، او در مورد بخشی از زندگی خود تأمل کرد و توصیه هایی را که آرزو می کند در روزهای ابتدایی کسب کرده باشد ، به اشتراک می گذارد و خرد خود را برای دیگر نویسندگان مشتاق از طریق توییتر ارائه می دهد.
این کار از آنجا شروع شد که رولینگ به توییت نویسنده همکار ملانی دیونه پاسخ داد ، وی گفت: ”سلام! شما! شما در حال کار روی چیزی هستید و فکر می کنید ”هیچ کس نمی خواهد تماشا کند ، بخواند ، گوش بدهد”. به هر حال آن را تمام کنید. ”
رولینگ توییت را نقل می کند و می افزاید: ”در اوایل دهه 90 بارها و بارها نیاز داشتم کسی این حرف را به من بزند. به دلایل زیادی توصیه بسیار خوبی است. ”
وی در ادامه نویسندگان را تشویق می کند تا پروژه های خود را تا پایان ببینند و گفت: ”حتی اگر این قطعه کار مخاطب پیدا نکند ، چیزهایی را به شما می آموزد که به هیچ وجه نمی توانستید یاد بگیرید.”
″و اتفاقاً ،” فقط به این دلیل که مخاطب پیدا نکرد ، به این معنی نیست که کار بدی است. ”

2 تغییر ذهنی که افراد بسیار موفق انجام می دهند
رولینگ اشاره می کند که عمل دیدن یک اثر خلاقانه تا پایان کار به خودی خود یک شاهکار است و باید باعث افتخار شما باشد. وی همچنین توضیح می دهد که به پایان رساندن یک کار بزرگ می تواند جنبش لازم را برای ادامه کار در پروژه بعدی ایجاد کند.
او می گوید: ”شاید سومین ، چهارمین ، پنجاهمین آهنگ / رمان / نقاشی شما همان آوازی باشد که” آن را می سازد ”که باعث تحسین ها می شود.” ″اما شما هرگز بدون اتمام سایر موارد به آنجا نمی رسیدید (همه این موارد بیشتر مورد توجه مخاطبان شما قرار خواهد گرفت).”
اگرچه رولینگ به طور خاص در مورد کارهای خلاقانه صحبت می کند اما توصیه های اساسی او را می توان در مورد هر کسی که تصمیم به موفقیت دارد ، به کار برد: هرگز تسلیم نشوید.
هرگز از ترس طرد شدن، ترک نکنید. رولینگ در این طرز فکر تنها نیست. آنجلا داک ورث ، روانشناس و همکار MacArthur ”نابغه” سالها به تحقیق درباره موفقیت پرداخت و دریافت که استعداد به خودی خود تنها یک عامل است . موفقیت نیز به تلاش قاطع و بسیاری از آن نیاز دارد.
داستان زندگی او سهم خوبی از مبارزات دارد. علی رغم دشواری هایش ، او موفق شد در جایگاه نخست قرار گیرد و به نویسنده ای معتبر تبدیل شود که اکنون پول بیشتری از ملکه انگلیس دارد. در حالی که پول خوشبختی نمی خرد ، اما توانایی رسیدن به آرزوی شماست و جی کی رولینگ قطعاً فراتر از وحشیانه ترین آرزوهای خود را بدست آورده است. راز موفقیت او چیست؟ شاید این در داستان زندگی او نهفته باشد.
داستان زندگی جی کی رولینگ چیست؟
به گزارش اینسایدر ، جی کی رولینگ می دانست که از جوانی می خواهد نویسنده شود. او دائماً می نوشت و برای خواهر کوچکترش ، دیان ، داستان می گفت. با این حال ، هرچه بزرگتر شد ، مانند بسیاری از نویسندگان مشتاق ترغیب شد که توسط والدینش به دنبال کارهای دیگر باشد. وی برای تحصیل در فرانسه به کالج رفت و در سال 1986 فارغ التحصیل شد و پس از آن در سازمان عفو بین الملل مشغول به کار ترجمه شد.
او کار خود را مهم دانست اما کاملاً مورد پسند او نبود. رولینگ به عنوان کسی که اعتراف می کند "یکی از بی نظم ترین افراد در جهان" و "بدترین منشی تاکنون" است ، کارمند ایده آلی برای هیچ دفتری نخواهد بود. در حقیقت ، او اذعان می کند که وقت خود را در کار به تایپ کردن داستان ها می گذراند ، وقتی کسی به دنبال آنها نمی گشت و جلسات صرف نوشتن قسمت هایی از داستان ها یا تفکر در مورد شخصیت ها می شد.
او از چه زمانی نوشتن "هری پاتر" را شروع کرد؟
هر طرفدار هری پاتر احتمالاً این قسمت از داستان را می داند. در سال 1990 ، در قطار از منچستر به ایستگاه King's Cross لندن ، ایده هری پاتر در ذهن او ظاهر شد. او سپس پنج سال آینده را صرف کار روی داستان می کند. با این وجود ، در میان همه اینها ، فاجعه رخ داد. مادر رولینگ هنگامی که رولینگ 25 ساله بود درگذشت. در 26 سالگی ، رولینگ از کار دفتری خود خسته شد و برای تدریس انگلیسی به پرتغال رفت.
او در آنجا با یک روزنامه نگار پرتغالی به نام خورخه آرانتاس ملاقات و ازدواج می کند. این زوج با هم صاحب فرزندی شدند و این دو نفر اندکی پس از تولد جسیکا در ژوئیه 1993 از هم جدا شدند و رابطه آنها در ماه نوامبر پایان یافت. اندکی پس از جدایی ، رولینگ به انگلیس بازگشت و اولین کتاب هری پاتر را روی ماشین تحریر در کافه ها نوشت .

چه مبارزات دیگری در داستان زندگی جی کی رولینگ نقش دارد؟
مادر تنها بودن یک مبارزه به خودی خود است. اما این تنها مبارزاتی نیست که جی کی رولینگ در آن زمان با آن روبرو بود. او همچنین بدون کار بود ، پول زیادی نداشت و از طریق بهزیستی زندگی می کرد. همه این مبارزات باید او را تحت فشار قرار داده و منجر به افسردگی وی شود.
درست است ، جی کی رولینگ از افسردگی رنج می برد و بعداً با توجه به تجربه خود در مورد بیماری، الهام گرفته می شود که دمنتورها را ایجاد کند. او در هنگام ارسال اولین کتاب هری پاتر در سال 1995 با مخالفت ناشران زیادی روبرو شد. با این وجود سرانجام ناشری به نام بلومزبری شانس او را پیدا کرد و هری پاتر و سنگ فلسفه را با نام قلم JK Rowling منتشر کرد او سعی کرد جنسیت خود را پنهان کند تا پسران کتاب را بخوانند.
بنابراین چه چیزی می تواند از داستان زندگی نویسنده تحسین برداشته شود؟ که در پایان مبارزات می تواند به نتایج خوبی منجر شود؟همه این درس ها را می توان از داستان او و همچنین این درس گرفت: تسلیم نشو.
هرگز از رویاهای خود دست نکشید و هرگز امید نداشته باشید که روزی اوضاع بهتر خواهد شد. شما ممکن است فقط مثل JK Rowling باشید و زندگی خود را پس از رسیدن به کف سنگ دوباره بسازید.
تکنیکهای مدیریت زمان
مدیریت زمان یکی از اصول اساسی موفقیت می باشد. با دانستن نکات کلیدی مدیریت زمان و بکار بردن آنها در زندگی وکار می توانید از زمان خود به خوبی استفاده نموده و بیشترین بازدهی را داشته باشید. در این مقاله به 13 تکنیک مدیریت زمان می پردایم.
1. بین برنامه ها فاصله بگذارید.
مغز انسان فقط می تواند هر بار حدود 90 دقیقه تمرکز کند .برای جلوگیری از فرسودگی شغلی و حفظ بهره وری بالا در طول روز ، حداقل هر 90 دقیقه یک وقت استراحت را برنامه ریزی کنید.
2.از زمان انتظار بیشترین استفاده را ببرید.
این برای همه اتفاق می افتد: ما در صف ها ، اتاق انتظار ، پایانه های فرودگاه ، ایستگاه های قطار و غیره منتظر می مانیم.
در این بازه زمانی، به ایمیل های تلفن خود پاسخ دهید ، تماس های تلفنی از دست رفته را جبران کنید، آرام باشید یا مراقبه کنید. یک کتاب با خود حمل کنید و بخوانید. به پادکست های تلفن خود گوش دهید.

3.ایمیل خود را سازماندهی کنید.
افرادی که صندوق ورودی نامرتب دارند بیش از دیگران وقت خود را برای ارسال نامه الکترونیکی می گذرانند.
بهترین راه برای سرعت بخشیدن به ارتباطات ایمیل و اتلاف وقت کمتر در مبادلات اضافی ، سازماندهی صندوق ورودی است.
بیایید چند ترفند را مشاهده کنید که به شما کمک می کند ایمیل ها را سریعتر الک کنید ، سازمان و پاسخ دهید.
- ایمیل هایی را که ممکن است حاوی برخی اطلاعات مهم باشد اما نیازی به پاسخ فوری ندارند بایگانی کنید.
- از فیلترها برای تعیین خودکار برچسب ها به نامه های ورودی بر اساس فرستنده یا برخی دیگر از اطلاعات / کلمه کلیدی موجود در آنها استفاده کنید.
- حتی می توانید با تنظیم فیلتر برای هر نامه الکترونیکی که حاوی کلمه "لغو اشتراک" است ، به کلیه خبرنامه ها برچسب بزنید.
4.طرف دیگر مغز خود را آموزش دهید.
برای درگیر کردن قسمتهایی از مغز که در محل کار استفاده نمی کنید ، به سرگرمی بپردازید. شما سریعتر مشکلات را حل خواهید کرد و خلاقیت بیشتری در اختیار خواهید داشت.
گذراندن وقت در خارج از منطقه راحتی خود منجر به موفقیت می شود. اگر وکیل هستید ، رقصیدن را یاد بگیرید. اگر پیانیست هستید ، ورزش های رزمی را انجام دهید. اگر توسعه دهنده نرم افزار هستید ، بیرون بروید و معاشرت کنید.
5. مرتباً ورزش کنید.
ورزش به شما کمک می کند عوامل استرس زای روزمره را کنترل کنید. محققان نشان داده اند که جلسات تمرینی کوتاه و شدید می توانند به اندازه جلسات طولانی مفید باشند. مدتی را برای تمرینات کوتاه اختصاص دهید - حداقل هر یک روز در میان.
6. خوب بخوابید.
دانشمندان دریافته اند که کمتر خوابیدن برای ایجاد زمان بیشتر وظیفه محور منجر به دردسر می شود. افراد خسته بیشتر معطل می شوند و به راحتی حواسشان پرت می شود. هر شب حداقل هشت ساعت به مغز خود اجازه خواب دهید.
7.از تقویم خود استفاده کنید.
تقویم برای موارد بسیار دیگری غیر از برنامه ریزی جلسات خوب است. از تقویم خود برای پیگیری مهلت های قانونی ، مسدود کردن زمان خاموش برای کارهای متمرکز و افزودن خودکار مکان به رویدادها استفاده کنید.
مسئولیت وقت خود را بر عهده بگیرید. اگر فکر می کنید با ورود برنامه ریزی شده برنامه روز شما پیش نمی رود ، فقط آن را لغو کنید.

8.زمان استراحت را برنامه ریزی کنید.
مراقبه به شما کمک می کند تا چشمی تازه داشته باشید و بینش جدیدی درباره کار خود کسب کنید.
9.یاد بگیرید نه بگویید.
وقت شما با ارزش است. این کار را صرف افراد و پروژه هایی نکنید که با مأموریت و اهداف شما همخوانی ندارند.
به جای پذیرفتن خودکار دعوت ها و پیشنهادات، بگویید ، "من برنامه خود را بررسی می کنم و به شما برمی گردم" .
این عبارت ساده وقت شما را برای ارزیابی پیشنهادات و تصمیم گیری هوشمندانه می خرد.
10.زود باش
از رویکرد مشابه با ضرب الاجل استفاده کنید. برنامه ریزی کنید که کارهای خود را یک روز زودتر از موعد مقرر ارسال کنید.
11. سیستم خود را به عادت تبدیل کنید.
از ایده های ذکر شده در بالا عادت ها را شکل دهید. این نکات مدیریت زمان را تمرین کنید و یک ذهنیت بهره وری را درونی کنید.
یک برنامه معقول تنظیم کنید که بتوانید در طولانی مدت (حداقل یک ماه) حفظ کنید. پس از مدتی ، عادت های روزانه و هفتگی شما به صورت خودکار در می آیند.
12. در این فاصله عادت های بد را کنار بگذارید.
یک برنامه مشخص کنید و به آن پایبند باشید. با دنبال کردن این برنامه ، طبیعتاً عادت های قدیمی و غیرمولد خود را از بین خواهید برد.
13.بدون توجه به هر چیزی ، اوقات خوشی را سپری کنید.
در مورد بررسی همه موارد لیست کارهای خود وسواسی به خرج ندهید. با تعادل مناسب کار / زندگی هر روز لذت ببرید. اتمام حجم کاری بیش از اندازه امروز ارزش یک روز غیرمولد و سوخته را ندارد.
ثابت کار کنید و در بهترین سرعت خود باشید. عجله در انجام کارها باعث کاهش کیفیت کار و ایجاد استرس می شود. ممکن است کلیشه ای به نظر برسد ، اما به خاطر داشته باشید: جاده همیشه از مقصد مهمتر است.
برای مطالعه مقالات بیشتر و مشاهده ویدیوهای جذاب به صورت رایگان ما را در سایت ezzatkhah.com دنبال نمایید
امروزه فروش محصول در آمازون، به یکی از روشهای مطمئن کسب درآمد از اینترنت تبدیل شده است که به کمک آن میتوانید فارغ از زمان و مکان به این فعالیت جذاب مشغول شوید. البته آموزش فروش در آمازون نیز یکی از موارد مهمی است که حتماً باید به آن توجه کنید. چون اگر بدون مربی وارد این مسیر شوید، شکست شما دور از انتظار نخواهد بود. لذا با تهیه نمودن دوره آربی براحتی می توانید وارد این بیزینس جهانی شوید و به دلار کسب درآمد کنید. تمامی آموزش های این دوره بصورت فارسی و برای اولین بار توسط جسین عزت خواه داده شده است. جهت مشاوره رایگان با تیم پشتیبانی مجرب و متخصص سایت عزت خواه دات کام (www.Ezzatkhah.com/amazon) می توانید از شنبه تا چهارشنبه از ساعت 9 الی 17 با دفتر پشتیبانی تماس حاصل فرمایید. تلفن های دفتر پشتیبانی ایران : 00989302222413(واتساپ)
نقش ضمیر ناخودآگاه در زندگی
ذهن ناخودآگاه بر دقت تصمیم گیری تأثیر می گذارد. این ایده که اطلاعات ناخودآگاه می تواند بر تصمیمات ما تأثیر بگذارد ، یک ایده جذاب اما بحث برانگیز در روانشناسی بوده است
تحقیقات جدید نشان داده است که اطلاعات پردازش شده ناخودآگاه می تواند بر صحت تصمیمات ما تأثیر بگذارد ، بدون اینکه ما از آن مطلع شویم.
الکساندا ولاسووا ، نامزد دکترا ، از دانشگاه نیو ساوت ولز می گوید: "مردم تمایل دارند تصمیماتی را که می گیرند بر اساس مشورت انجام دهند اما در هر نوع تصمیمی که می گیریم عناصری وجود دارد که ناخودآگاه هستند خیلی بیشتر از آن چیزی است که مردم تصور می کنند." .
"اطلاعات ناخودآگاه می تواند تصمیمات شما را بهتر کند اما همچنین می تواند آنها را بدتر کند.
برخلاف آنچه بیشتر ما دوست داریم به آن اعتقاد داشته باشیم ، تصمیم گیری ممکن است روندی باشد که تا حد زیادی توسط فعالیت ذهنی ناخودآگاه انجام می شود. تیمی از دانشمندان کشف کرده اند که چگونه مغز واقعاً ناخودآگاه تصمیمات ما را آماده می کند. حتی چندین ثانیه قبل از اینکه آگاهانه تصمیم بگیریم نتیجه آن را می توان از فعالیت ناخودآگاه در مغز پیش بینی کرد.
ضمیر ناخودآگاه شما دروازه بان منطقه راحتی شما است.
این قلمرو همچنین قلمرویی است که می توانید انتظار خود را در آن عادت دهید و به طور روزمره به دنبال اقداماتی باشید که بزرگترین موفقیت ، خوشبختی ، تمامیت یا بهبود زندگی شما را می سازد و تقویت می کند.
در اینجا ، چند روش برای شروع آموزش مجدد ذهن خود برای متحد بودن ، نه دشمن بودن ، وجود دارد.

1. مایل باشید تغییرات غیرقابل تغییر را ببینید
اولین قدم برای ایجاد تغییرات گسترده در زندگی شما این نیست که باور کنید که این کار امکان پذیر است ، بلکه مایل هستید که ببینید آیا این کار امکان پذیر است.
نکته این است که شما مایل هستید ببینید امکان پذیر است ... این همان چیزی است که زندگی شما را تغییر خواهد داد.
2. به خودتان اجازه موفقیت بدهید
به خود اجازه خوشبختی و موفقیت را بدهید و نسبت به آن احساس گناه نکنید. اگر ارتباط ناخودآگاهی بین موفقیت غیراخلاقی ، یا فاسد بودن داشته باشید ، مطمئناً آنچه را برای انجام زندگی ای که می خواهید زندگی کنید ، انجام نمی دهید. در عوض ، به خود اجازه دهید قدم به یک وجود کامل ، شاد ، سالم ، پایه و معنی دار بگذارد.
3. اجازه ندهید ترس دیگران سایه تردید ایجاد کند
روشی که مردم به اخبار موفقیت شما پاسخ می دهند به شما می گوید که واقعاً در زندگی خود چگونه کار می کنند.
اگر نامزدی خود را اعلام کنید ، افرادی که در ازدواج شادی هستند برای شما خوشحال می شوند. افرادی که در ازدواج ناراضی هستند به شما هشدار می دهند که این کار دشوار است و باید از وقت باقیمانده خود به عنوان افراد "مجرد" لذت ببرید.
نکته این است که ترس دیگران پیش بینی موقعیت های خودشان است. آنها هیچ ارتباطی با آنچه شما هستید یا توانایی آن را ندارید دارند.
4- خود را با تقویت مثبت محاصره کنید
یک یادداشت الهام بخش در مورد پست بعدی در کنار رایانه خود داشته باشید. افرادی را که باعث می شوند احساس بدی نسبت به خود داشته باشید دنبال نکنید و کسانی را که دائما پیام های انگیزشی و ایده های جالب ارسال می کنند دنبال کنید. خوراک خبری خود را به جای کاهش درک از ارزش خود ، مکانی قرار دهید که می تواند رشد شما را کاتالیز کند.
5- موفقیت خود را به عنوان یک واقعیت فعلی و نه یک برنامه آینده بیان کنید
به جای اینکه بگویید: "من امیدوارم که روزی این کار را انجام دهم" ، بگویید ، "من در حال استراتژی هستم که چگونه اکنون این کار را انجام دهم." به جای اینکه فکر کنید: "وقتی در زندگی ام در مکانی متفاوت قرار بگیرم خوشحال خواهم شد" ، فکر کنید "من در اینجا و همین الان کاملا قادر به خوشبختی هستم ، هیچ چیز مانع من نمی شود."
6. فضای دید ایجاد کنید
اینکه بتوانید تصور کنید که از زندگی شما چه می خواهید برای ایجاد آن کاملاً ضروری است ، زیرا اگر ندانید به کجا می روید ، نمی دانید ابتدا به کدام سمت برگردید.
هنگامی که تصویری شفاف و واضح در ذهن خود دارید که می خواهید چه چیزی را می خواهید و چگونه زندگی می کنید ، پس از آن قادر به تصویب و ایجاد آن هستید. اگر همچنان بین آنچه می خواهید سرگردان باشید ، از انجام واقعی و معنادار نسبت به هر کاری ناتوان خواهید شد.

7. مقاومت خود را شناسایی کنید
وقتی ضمیر ناخودآگاه ما مانع از پیگیری چیزی می شود که دوستش داریم ، به این دلیل است که اعتقاد متضادی در مورد آن داریم.
برای شناسایی مقاومت خود ، خود را زیر سال ببرید. از خود بپرسید که چرا هنگام تأخیر احساس بهتری دارید یا چرا به دست آوردن آنچه واقعاً می خواهید می تواند شما را در مکانی قرار دهد که بیش از هر زمان دیگری احساس آسیب پذیری کنید. قبل از اقدام راهی برای رفع این نیازها پیدا کنید.
8. برای زندگی خود یک برنامه جامع داشته باشید
برنامه های پنج یا حتی 10 ساله را فراموش کنید. تغییرات زیادی در طول زمان تقریباً غیرممکن است تعیین اهدافی که بتوانید آنها را حفظ کنید. به احتمال زیاد ، فرصت های جدید یا حتی بهتر رو به رو می شوند و اگرچه زندگی شما آنگونه که فکر می کردید به نظر نمی رسد ، اما برای آن بهتر هستید.
در عوض ، یک طرح جامع داشته باشید. ارزش ها و انگیزه های اصلی خود را شناسایی کنید. از خود بپرسید که هدف نهایی آنچه شما می خواهید به انجام برسانید در حالی که زنده هستید چیست؟ میراثی را که می خواهید ترک کنید تصور کنید.
9. یک ژورنال قدردانی راه اندازی کنید
بهترین راه برای شروع قرار دادن خود در فضای اصلی "داشتن" به جای "خواستن" ، شروع یک تمرین سپاسگزاری است. با ابراز تشکر از تمام داشته های خود ، ذهنیت خود را از گرسنگی برای تغییر به احساس رضایت از جایی که در آن هستید تبدیل می کنید. هیچ چیز مانند قدردانی فراوانی را برای شما جذب نمی کند.
10.پیوست خود را به "چگونه" آزاد کنید
وظیفه شما این است که چه چیزی را شناسایی کنید و سپس به طور همزمان با افراد دیگر برای چگونگی کار همکاری کنید.
اگر هدف شما کار از راه دور و اداره مشاغل شخصی خود است ، به جای اینکه در صورت عدم موفقیت در اولین تلاش خود منصرف شوید ، سعی کنید دوباره تصور کنید که چگونه دیگر می توانید به چشم انداز نهایی خود به روش جدیدی برسید که از نظر اقتصادی سودآورتر باشد.
11. خود را با متحدان محاصره کنید
وقت گذرانی را با افرادی جاه طلب ، حامی و خلاق شروع کنید.
اگر هر آخر هفته با افرادی در ارتباط هستید که به همین ترتیب از زندگی خود راضی نیستند ، اگر بخواهید رها شوید و کارهای خود را انجام دهید ، پشتیبانی زیادی دریافت نخواهید کرد. به یاد داشته باشید که شما واقعاً به کسی خواهید رسید که بیشترین وقت را با او می گذرانید .
12. زمان "هوای مرده" خود را با تصدیق و انگیزه پر کنید
وقتی هر روز صبح در رفت و آمد هستید ، به یک سخنرانی انگیزشی یا پادکست گوش دهید. در حالی که مشغول شستن ظرف ها یا رانندگی هستید ، با یک برنامه گفتگو که مربوط به نوع مشاغلی است که سعی می کنید انجام دهید ، هماهنگ شوید. زندگی خود را تا آنجا که ممکن است با تأیید و انگیزه تزریق کنید.
سخنانی انگیزشی آنتونی رابینز
آنتونی رابینز یکی از بزرگترین سخنرانان در جهان می باشد که زندگی افراد زیادی را تحت تاثیر قرارداده است. او زندگی پر فراز و نشیبی را طی نمود تا توانست به موفقیت های بزرگی دست یابد.
آقای رابینز به عنوان یک نیکوکار، از طریق همکاری خود با Feeding America ، در 5 سال گذشته بیش از 500 میلیون وعده غذایی به نیازمندان ارائه کرده است. او در مسیر تهیه 1 میلیارد وعده غذایی طی 5 سال آینده است. وی همچنین برنامه هایی را در بیش از 1500 مدرسه، 700 زندان و 50،000 سازمان خدمات و سرپناه آغاز کرده است.
آنچه برای آنتونی رابینز با وجود عقب ماندگی ها و چالش های جسمی مهم است، داشتن یک مأموریت و هدف است و کمک به مردم در یافتن اهداف خود. رابینز می گوید که حتی از طریق استراتژی تجارت و همچنین مشارکت در شرکت های مختلف موفقیت مالی خود را کسب کرده است .
وی گفت: "آنچه به دست می آورید هرگز شما را خوشحال نخواهد کرد." "کسی که شما می شوید، شما را بسیار خوشحال یا بسیار ناراحت خواهد کرد." در این مقاله برخی از درسهای او را برای داشتن زندگی بهتر بیان می کنیم.

سه سطح تسلط
رابینز می گوید ما در سه سطح تسلط عقلی، عاطفی و جسمی حرکت می کنیم. ممکن است ما از نظر فکری چیزی را درک کنیم ، اما هیچ عکس العمل احساسی نسبت به آن نداشته باشیم یا قادر به انجام واقعی آن باشیم. وقتی چیزی را در سطح عاطفی می دانیم، واکنش عاطفی داریم.
این یک مدل ساده اما قدرتمند برای تفکر در مورد مراحل تسلط است و در واقع با طبقه بندی بلوم موازی است .
چهار کلاس تجربه
رابینز چهار نوع تجربه را به عنوان چارچوبی برای تفکر درباره اینکه چه نوع تجربه ای را باید بیشتر انجام داد و چه کارهایی را باید کمتر انجام داد ، بیان می کند:
شش نیاز انسان
ما چرخه نیازها را پشت سر می گذاریم و بعضی از آنها مغایرت دارند. رابینز می گوید 6 نیاز انسانی ما عبارتند از:
ما به یقین نیاز داریم و سپس به تعجب و تنوع نیاز داریم. ما نیاز به برجسته بودن و قابل توجه بودن و اثرگذاری خود در جهان داریم ، اما همچنین نیاز به ترکیب شدن و عضویت در جمعیت داریم.
ما نیاز داریم که رشد را تجربه کنیم و سهم خود را داشته باشیم و به دیگران بازگردانیم. آنتونی رابینز به ما می آموزد که هوشمندی کافی نیست. اگر باهوش باشیم اما اقدامی انجام ندهیم، می توانیم سرانجام باهوش و خرد، باهوش و چاق یا باهوش و تنها باشیم. ما باید اقدامات مداوم انجام دهیم و نتایج خود را بهبود بخشیم.
نمونه های مرجع عظمت را پیدا کنید. یک پایگاه دانش شخصی از الگوها و تمایزهای موفقیت ایجاد کنید. داستان های افراد موفق را مطالعه و جمع آوری کنید که می توانید از آنها بیاموزید و به آنها الهام دهید.
بر بهبود مستمر تمرکز کنید
به ثروت جسمی، روحی، مالی و معنوی دست یابید. رابینز پیشنهاد می کند اصلی را که CANI (Constant and Never Ending Improvement ) می خواند اتخاذ کنید.
می توانید از افراد دیگر سوال کنید. می توانید از بچه های خود بپرسید، "برای اینکه یک مادر یا پدر موفق باشم، چه کاری باید انجام دهم؟"
به عنوان مثال، ممکن است دریابید که قوانین شما برای موفقیت نامعقول است و هرگز آنها را رعایت نخواهید کرد، بنابراین هر چقدر تلاش کنید، همیشه خود را خواهید کوبید. قوانین خود را درک کنید و آنها را برای خود مناسب سازید.
رابینز به این سوال پاسخ می دهد ، "چرا ما ارتباط برقرار می کنیم؟" ما با هم ارتباط برقرار می کنیم تا احساس خوبی داشته باشیم یا احساس را گسترش دهیم، از یک احساس منفی خلاص شویم یا نتیجه را تغییر دهیم. قبل از نفوذ، روی رابطه تمرکز کنید.
با داشتن یک زندگی عاطفی متعادل، از انداختن احساسات در آونگ خودداری کنید.
میانبرها و مسیرهای اثبات شده را بر اساس افرادی که در آنجا بوده اند و انجام داده اند پیدا کنید.

10 نقل قول برتر آنتونی رابینز